داشتم با پدر شطرنج بازی میکردم. لم داده بودم روی زمین. به خواهرم میگم "نگاه کن ببین دارم تکون میخورم. بعضی وقت ها قلبم این قدر شدید پمپاژ میکنه تکونم میده،ببین ..." نگاه میکند و میگوید چیزی نمیبینم. بعد چند لحظه که توی گوشی اش را نگاه میکند, زیر خنده میزند و می گوید "اون قلبت نبود تکونت میداد, زلزله بود!"
برچسب:
نویسنده: باربد کریمی
تاريخ: يکشنبه
7 خرداد
1396 ساعت: 5:17