خرید بک لینک
حس میکنم همه رفته اند مرخصی. یک مرخصی اجباری بدون لذت بی بازگشت. وقتی می نویسم همه, همه ی کسانی که روزهای آفتابی زندگی به من سلام کردند. یا جواب سلامم را دادند. چه می شود کرد. گاهی باید پیشرفت کرد و رفت و بقیه را تنها گذاشت. گاهی بقیه وزنه ای می شوند و به ته دریا میکشندت و بعد آرام آرام می کشندت. گاهی بقیه فقط یک نفر مثل من است. حق دارند. هیچ کس غرق شدن را ترجیح نمی دهد. همه دوست دارند از دریا زنده بیرون بروند و قله فتح کنند. فتح قله را تجربه نکردم از این پایین,در این عمق. حتما با شکوه است. گرچه نشنیده ام تا کنون کسی خانه اش را روی قله بنا کند. یک وزنه ی تنها و سنگین بدون این که پایی را با خودش بکشد, به اعماق دریا می رود و آخر همنشین مروارید می شود. آدم های موفق اما بعد از یک ساعت از قله پایین می آیند.

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 19:12

صفحه بندی