میگویند به چه کسی در این شرایط می توان رای داد؟ باید قبلش از خودتان بپرسید به چه کسی در زندگی میتوانید اعتماد کنید؟
کوتاه میکنم حرف را, اگر کسی را نشناسید ولی این را بدانید که به یک موضع,به یک جریان و به یک شخص ابدا انتقاد نمیکند, آیا به نظرتان این شخص یک انسان "آزاده" است؟ اگر نیست چطور میشود به یک انسان در بند و اسیر اعتماد کرد؟ چطور به کسی که می ترسد, یا نمی تواند به خودش بقبولاند که شخصی جائز الخطا هم می تواند وجود داشته باشد پس من می توانم به او ایراد بگیرم و انتقاد کنم, میشود اعتماد کرد؟
چطور آزادی را از کسی میتوان طلب کرد که خودش در بند کسی است؟ آیا نمی بینید ..؟
ما انسانیم و ذهنمان را باید باز بگذاریم تا هر مطلبی بیاید و درباره اش فکر کنیم.
چه کسی میتواند بگوید بین کسی از منتخبین دروغگو وجود ندارد؟ واگر هست چطور میتوان به دروغگو اعتماد کرد؟ از همه این ها بگذریم؛ کسی میداند هزینه یک بنر تبلیغاتی چقدر میشود؟ چطور میشود که یک انسان عادی که ادعای مردمی بودن و حمایت از فقرا را دارد این همه هزینه کند و باز هم بگوید از شما هستم؟
آیا معلوم نیست؟ تا کی باید این فکر را ببندیم و چشم بسته پشت سر کسی راه بیفتیم.
این ها را نوشتم چون بعضی چیزها وظیفه است. هر کسی دوست دارد دوستانه و هر کس بیم دارد خصمانه فکر کند.
ما ایرانی هستیم, وطن دوستیم و این محبت قبل محبت به یک سری اشخاص قرار میگیرد. بی جهت خدشه دارش نکنیم.
من ایرانیم و عاشق مردم سرزمینم هستم.
برچسب:
نویسنده: باربد کریمی
تاريخ: يکشنبه
7 خرداد
1396 ساعت: 5:17