صبح یک نفر را با ناله و ضجّه مویه بردند. مرده بود.همسایه روبرویی مان بود.
شب یک زوج آمدند زندگی مشترکشان را با موسیقی و رقص و شادی شروع کردند. همسایه دیگر ماست.
زمان چقدر زود میگذرد. یک روز بیشتر فرصت نیست. شاید هم یک شب!
برچسب:
نویسنده: باربد کریمی
تاريخ: يکشنبه
7 خرداد
1396 ساعت: 5:17