گودال به جاهای خوبی رسیده.
داستان در مورد چند نفر با چند زندگی مختلف هست.هر کدام از جایی و راهی به یک سرنوشت مشترک و در عین حال متفاوت ختم میشوند. یک داستان که احتمالا از لحاظ تعداد صفحات 2.5 برابر تراس خواهد بود.
موضوع گودال و بهتر بگم دغدغه من از نوشتن این کتاب, عدالت آسمانی هست.این که عدالت دقیقا چیست و آیا هست یا نیست.چرا یک نفر طوری زندگی کند که دیگری توی ذهنش و خوابش هم نمی تواند ببیند.البته همیشه نظر اصلی را مردم می دهند.یک داستان پر از استعاره از زندگی های روزمره ما.گودال یک داستان بدون "اسم" هست.امیدوارم موقعی که به دست خواننده میرسد خیلی تغییر نکند!
"از این لایهxad های پوسیدهxad ی تازه بیدار شدهxad ی زن فاصله بگیریم بهتر است. او یادش رفته شوهر چهار سال در تب دوریش میxadسوخت و دست بردار نبود. طبیعی هم هست، آدم وقتی تنها توی دریای تاریک میxad افتد ترجیح میدهد تلاش کند تا زودتر غرق شود تا این که فریاد بزند و کسی صدایش را نشنود."
برچسب:
نویسنده: باربد کریمی
تاريخ: يکشنبه
7 خرداد
1396 ساعت: 5:17