خرید بک لینک
کربلا نزدیک است.کربلا همیشه نزدیک بوده,چه سال هایی که درب ورودمان را بستند چه الآن که چهارطاق باز کردند.عشق امام حسین که این حرف ها را نمیشناسد.راه دور چه میفهمد چیست.همه راه ها به کربلا نزدیک میشود.راه دور شیرخوارگاه شهرمان است که تا حالا جز روی بیلبورد و تراکت ندیدمش.خانه سالمندان است,نمیدانم کدام یک از چند ده تایش,فرقی نمیکند,همه شان دور است.مناطق پایین شهر را هم که نمیشود رفت.خطرناک است.معلوم نیست چه آدم هایی زندگی میکنند آن جا.اصلا معلوم نیست زبان مرا بفهمند یا نه.توی آسایشگاه و زندان و بهزیستی کسی نیست که بطلبد.رفتن به همه این ها هم پول میخواهد,فقط میخواهند از آدم بچاپند.کربلا طلبیدن میخواهد.امام حسین میطلبد,پولش را دولت میگیرد,بعد هم برمیگردیم و باز پست میگذاریم که لعنت به عرب های فلان و از عرب ها بدتر کسی نیست.آخر میدانی شاید من فکر میکنم همیشه فرصت میشود این "دم دستی"ها را بروم,کربلا معلوم نیست سال دیگر باز باشد یا نباشد.اگر پایم هزار بار به کربلا باز شود و "چشم به راه های شهرم" را نبینم,به زیارت گنبد و چلوگوشت رفته ام نه دیدار یار.

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 5:44

صفحه بندی