ما که آن زمان ها نبودیم ولی تعریف های زیادی شنیده ایم که وقتی فلانی نماینده مجلس می شد,ارج و قربی داشت و برو بیایی.یک نماینده می گفتند و صد نماینده از دهانشان می افتاد.قانون وضع میکرد,شاه می برد و نخست وزیر می آورد.بالای حرفشان که هیچ,پایین و چپ و راست حرفشان هم کسی نبود نفس بکشد و جواب بدهد و بگوید بالای چشمتان ابرویی هم هست.اصلا حرفشان حکم حق تقدم نیسان آبی را وسط چهارراه داشت.همه این ها به کنار شما یک قسمت از سریال معمای شاه را ببینید متوجه می شوید که نمایندگان عزیز امروزی ما چقدر سر به زیرتر و مظلوم تر از ورژن قدیمی خود هستند و هر اتفاقی برای مردم که نه,هر چه سر خودشان هم بیاورند باز هم لب به شکوه نمی گشایند که مبادا خدای ناکرده از مسئولیت خود پا را فراتر گذاشته باشند.حال فرقی نمی کند سخنرانی نایب رئیس مجلس لغو شود یا یک شهر جور دیگری و مغایر با سایر شهرهای کشور اداره شود.مهم سکوت است که خدا را شکر مسئولین کم نمی گذارند.معذالک اگر قرار بر انتخاب نمایندگانی اینچنین آرام و مسئول از طرف مردم در دوره های بعد باشد,رقابت سختی بین نماینده های این دوره و انجمن ناشنوایان که قطع به یقین دور بعد حضور پرسکوت تری خواهند داشت,در خواهد گرفت.کاش یادمان نرود دکتر مصدق,نماینده ای از همین مردم بود که پای انگلیس را از کشورمان برید و برایمان استقلال بزرگی رقم زد و هیچ کدام از این ها را با سکوت انجام نداد.
برچسب:
نویسنده: باربد کریمی
تاريخ: شنبه
6 آذر
1395 ساعت: 5:44