خرید بک لینک
نبینم روی مه پیکر تو را بر غصه
که زیباتر از روی تو نبود در قصه

مباد که دهان تو به جز خنده باز شود
ور نه حیف به غم بجوی دندان و لثه

دل ضریر ما سودای کوی تو کرده کنون
بیم کجا که راه دور باشد و خار مسه

جانا که رهزن دین آمدی, قدمت روی چشم
چشمی که منتظر به راه توست القصه

برچسب: القصه, نویسنده: باربد کریمی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:42

صفحه بندی