خرید بک لینک

درد دل, دل دردمند

گرما آبروی تن خیسم را خرید
تنی که از شرم و خشم سیر شده
عرق میریزم و به فکر راهی در پیش
کسی می گوید تراس اسیر شده!
دیگر از پنجره به خیابان نگاهی نیست
انگار این ممیز, بد از من دلگیر شده
نه دیگر از دا و ترفیع و جشن خبری نیست
این بیچاره را ببین که از دست ما پیر شده
خانم آقای ممیز ببخش, تقصیر من نیست
اگر آقاتان این روزها بدخلق و شریر شده
زبانم لال که کسی خریدار حرف راست نیست
دست بر قضا خریدار هم وزیر شده!
دلم بخاطر حرف های نگفته ام نسوخت
دل که نه,دیگر اسمش خمیر شده
هر که رسید به تنور انداخت و گفت نسوخت
بگو زهی, که بجای سوختن تخمیر شده
شرابی ساختم از تخمیرش که جانت بسوخت
می دانم, خواب این مریض به تو ضمیر شده
شعرِ بلند و مصرعِ کوتاه, قافیه نسوخت
حرف ها دارم اما حیف دیر شده
درد دل کردم که دل دردمند بسوخت
که تبعیض توانگر و تراس فقیر شده
فقیر دردمند هرگز به بند مباد
ماه پشت ابر را ببین! چه سریر شده

برچسب: نویسنده: باربد کریمی تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1396 ساعت: 15:29

صفحه بندی